امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 14 سال و 11 روز سن داره
نرگسنرگس، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره

امیرحسین جیگر مامان

محرم 1393

1393/8/18 16:54
نویسنده : مامان عالمه
800 بازدید
اشتراک گذاری

امسال هم مثل سال قبل شبهای دهه ی محرم رفتیم هیئت بابامیثم و من حسابی با خودم وسیله برداشتم تا شبها خونه ی بابایی اینا بمونیم آخه مسیرمون دور بود و بابا میثم اذیت میشد.چند شب اول که میرفتیم یک رب مینشستی و بعد شروع میکردی به غر زدن هی با دست روی سینه ات میزدی و میگفتی نه نه دست دست یعنی سینه نززنن دست بزنیم و حالا بیا درستش کنمتفکرتعجبخسته.و یا بهونه ی دد دد میگرفتی اما شب سوم به بعد پسر خوبی بودی البته کیف اینجانب شده بود سوپر مارکت و کلکسیون اسباب بازیخنده.شبهای بعدتوی هیئت مهد کودک زده بودن که دیگه شده بود عشق شما تا میرسیدیم هیئت میخواستی بری اونجا و با بچه ها بازی کنی.شب تاسوعا سرما خوردی بردیمت دکتر و داری دارو میخوری خدا کنه زودتر خوب بشی عزیزم.

 

 

 

 

 

 

 

 

عزاداریهات قبول پسرکمفرشتهبوس

شب آخر هم بهت جایزه دادن یک قمقمه ی آب انگری برد و عمه جونی هم کادو بهت خمیربازی دادتشویق

و این هم هنر شما که چند دقیقه ای ساکت بودی و وقتی اومدم پیشت دیدم که ......خندهتعجب

 

و این چند روز وقتی بیرون میرم که به کارهام برسم شما با دیدن پارک کلی ذوق میکنی و هی میگی تاب تاب منم میبرمت خدارو شکر که هوا زیاد سرد نبود

 

 

 

دووووووووووووووووووستتت داااااااااااااارم عزیییییییییییییییییییییییز دلممحبتبوس

 

پسندها (4)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (12)

رضوان
20 آبان 93 17:34
جوونم چه پسری آفرین که مامانو اذیت نکردی...عزاداریهاتون قبول
مامان
21 آبان 93 2:13
عذاداریهاتون قبول باشه. چه هیئت باحالی مهد هم داشته.خدا خیرشون بده.این وروجکا گاهی اوقات غیر قابل کنترلن.
مریم مامان دونه برفی
21 آبان 93 11:28
عزاداریهات قبول باشه پسر گلم
سمانه مامان پارسا جون
21 آبان 93 18:12
سلام عزیز دلم خوبید؟ گل پسرمون خوبه؟ دلمون خیلی واستون تنگ شده بود ماشالا به امیر حسین گلم عزاداریهاتونم قبول عزیزم.
سمانه مامان پارسا جون
21 آبان 93 18:14
وای من دیر رسیدم به تولد تولد گل پسرتو تبریک میگم عزیزم با کلی تاخیییییر رمز نمیدی؟
مامان آنیسا
22 آبان 93 7:21
عزاداریهاتون قبول حق عزیزم امام حسین حفظت کنه عزیزم
ابجی سجا
22 آبان 93 19:17
تسبیحی بافته ام نه از سنگ! نه از چوب! نه از مروارید! بلور اشک هایم را به نخ کشیده ام تا برایت دعا کنم هر آنچه آرزو داری … خيييييييييلي خوش اومدين خاله جون
جواد پسر دایی
22 آبان 93 19:40
موفق باشی امیر حسین
♥مرجان مامان آران و باران♥
23 آبان 93 2:47
ای جانم نازییی عزیزمممم
مامان نازنین جون
24 آبان 93 23:31
عزاداریهات قبول آقا کوچولو
زهرا مامان ایلیا جون
21 آذر 93 0:13
عزاداریهاتون قبول باشه
زهرا مامان ایلیا جون
21 آذر 93 0:14
من رمز تولود و دارم